|
|
|
|
|
غزل 170 ( ق . غ )
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد صوفی مجلس که دی جام و قدح می شکست باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد مغبچه ای می گذشت راهزن دین و دل در پی آن آشنا از همه بیگانه شد آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت چهره ی خندان شمع آفت پروانه شد گریه ی شام و سحر شکر که ضایع نگشت قطره ی باران ما گوهر یکدانه شد نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری حلقه ی اوراد ما مجلس افسانه شد منزل حافظ کنون بارگه پادشاست دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد چهارشنبه 2 / 8 / 86 ساعت 7 بعد از ظهر – فرهنگسرای نصراله مردانی
معرفی دیوان « حافظ از نگاه نصراله مردانی » توسط مسئول فر هنگسرا با خواندن مقدمه ی آن : « . . . با توجه به راز و رمز زبان و اندیشه ی حافظ و زیبایی های لفظی و معنوی و دیگر هنر نمایی های خاص او ، به گزینش متن حاضر پرداختیم . . . ممکن است کسانی خرده بگیرند که این شیوه مبتنی بر معیار های علمی نیست . در پاسخ ایشان باید گفت : گزینش و انتخاب ما با تکیه بر ذوق و ظرفیت های زبانی شاعر بوده که در اصل خمیرمایه ی کار اوست ، البته نمی خواهیم اهمیت روش علمی را – که ما نیز از آن سود جسته ایم – نا دیده بگیریم ، بلکه می خواهیم بگوییم یکی از بهترین راههای رسیدن به صحت و اصالت اشعار هر شاعر ، توجه کردن به محور های ذوقی و زیبا شناسی شعر اوست . . . همانگونه که گفتیم برای گزینش متن و انتخاب هر کلمه ، مصراع یا بیت ، معیار اصلی ما ، ذهن و زبان شاعر بوده است که ویژگی هایی چون اندیشه ژرف ، بیان رندانه ، ظرافت های زبانی و صور خیال ؛ از قبیل : استعاره ، ایهام ، ایجاز ، تشخیص ، موسیق ، واژه های کلیدی و . . . را در بر می گیرد . . . » نصراله مردانی – کازرون 20/10/74 غزل 170 (ق.غ) رو خوانی : سمیه مردانی شرح و توضیح : استاد دهقانیانفرد 1. ( از سر پیمان رفتن = پیمان شکستن ، توبه شکستن - پیمان و پیمانه = جناس زاید - با = به ، بر ، استفاده «با » به جای « به » در زبان حافظ و پیش از آن رایج بوده و در دیوان حافظ موارد بسیاری دیده می شود : « در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد ») ضبظ بعضی نسخ « حافظ » به جای « زاهد » است که چندان زیبا و حافظانه به نظر نمی آید ، اگر حافظ خلوت نشین باشد می توان غزل زا یک سیر تکاملی برای حافظ دانست که روزی گوشه زهد و تقوی را بر گزیده و سپس توبه شکنی کرده ، روزی صوفی متعصبی بوده و جام و قدح می شکسته و دیگر روز عاقل و فرزانه می شده و به یاد معشوق جوانی می افتد و سر پیری دوباره عاشق و دیوانه می شود و الخ . . . اما اینگونه نیست بلکه ابیات آغازین – 1 تا 4 - در وصف پیمان شکنی و تعصبات و زهد ریایی و کج تابیهای صوفی و زاهد است . معنی بیت : زاهد که گوشه نشینی و اعتکاف اختیار کرده بود – البته نه به قصد قربت – شب گذشته توبه و پیمان خود را شکست و به میخانه رفت و به میگساری پرداخت 2. ( عاقل و فرزانه شد = کنایه است از اهل شادی میگساری شدن ، دیده یا شنیده ایم که دیوانگان ، عاقلان را دیوانه می دانند و بلعکس ) معنی بیت : صوفی که از روی تعصب تا دیروز جام و قدح می شکست ، با نوشیدن یک جرعه شراب بر سر عقل آمد و اهل میگساری شد ( می و میخانه در اصطلاح عرفان تجلیات الهی است بنا بر این می توان گفت : در اثر گوشه ای از تجلیات الهی به فرزانگی رسید ) 3. ( شاهد = محبوب و معشوق زیبا روی - پیرانه سر = هنگام پیری ) معنی بیت : دیشب محبوب دوران جوانی صوفی به خوابش آمده بود و دوباره این سر پیری عاشق و مجنون شد 4. ( مغبچه = پسرک زردشتی که در میکده خدمت می کند ، تعبیر دیگری از « شاهد عهد شباب » - آشنا = صفت برای مغبچه - از همه بیگانه شدن = در اصطلاح عرفان از ماسوی الله بریدن ) معنی بیت : پسر ک زیبارویی که دل دین را می برد در حال رفت و آمد بود و شاعر با دیدن او همه را فراموش کرد ( عارفیا شاعر با دیدن روی زیبای مغبچه ( تجلیات الهی ) دل از ما سوی الله برید ) 5. ( آتش رخسار = اضافه تشبیهی ، رخسار گل به آتش تشبیه شده است - گل = گل سرخ ) معنی بیت : روی سرخ گل همانند آتش جان بلبل عاشق را سوزاند و چهره ی خندان شمع باعث خاکستر شدن پروانه گردید ( شراری از تجلیات الهی که در رخسار گل متجلی شده بود ساسر وجود عارف را بسوخت و لطف و تجلی انوار الهی عارف عاشق را به فناء فی الله رساند ) 6. ( قطره ی باران ما گوهر یکدانه شد = قدما معتقد بودند اگر قطره باران در دهان صدف بیافتد و صدف به قعر دریا رود آن قطره پرورش یافته و در شکم صدف به درّ تبدیل می شود ) معنی بیت : خدا را شکر که گریه های شب تا سحر ما بیهوده نبود و نزد خداوند توبه پذیر ارزشمند واقع شد 7. ( نرگس = استعاره از چشم ) معنی بیت : همین که چشم ساقی (یار) شروع به عشوه و غمزه نمود - مارا افسون و جادو کرد - توجه ما را از دعا و ندبه بر گرداند و مجلس دعای ما به مجلس افسانه گویی و افسانه سازی در باره ی چشم او تبدیل کرد ( در برابر غمزه ی چشمان او مجلس دعای ما از هم پاشید ) 8. معنی بیت : اکنون حافظ جایگاه بلندی در نزد پاشا دارد و دل جانش به یار رسیده اند ( اکنون حافظ به به بارگاه عشق راه یافته و به فناء فی الله رسیده است ) در رابطه با موارد مختلفی از این غزل از جمله : چرا شاعر در بیت 6 به ما رسیده ، شاهد و مغبچه و کاربرد و معانی آن در عرفان و . . . بین شرکت کنندگان بحث های جالبی انجام گرفت و دوستان : ( جمال اژدری – دکتر کرباسی – آل مجتبی – آقای حیدری – آقای برزیده و . . . ) نظرات مختلفی در این رابطه ارائه نمودند غزل 171 (ق.غ) رو خوانی : سرکار خانم اسفندیاری شرح وتوضیح : استاد دهقانیانفرد
تفأل این هفته : « صبا به تهنیت پیر می فروش آمد که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد . . . . . . » |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:47 توسط فرهنگسرای مردانی
|
|
||