تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ستیغ سخن
وبلاگ اختصاصی فرهنگسرای نصراله مردانی - شهرداری کازرون

 

 

 

 

« . . .

   تمام حجم قفس را شناختیم بس است 

   بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم

   اگر چه نیت خوبی است زیستن ، اما 

   خوشا که دست به تصمیم دیگری بزنیم »

 و نهایتاً  اگر چه نیت خوبی برای زیستن داشت ، اما دست به تصمیم دیگری زد :

   قیصر امین پور ، بال و پر به آسمان گشود

   یادش همیشه سبز و نامش پیوسته مانا

 

 

                            غزل 172 ( ق.غ)

 

عشق تو نهال حیرت آمد              وصل تو کمال حیرت آمد

بس غرقه ی حال وصل کآخر          هم بر سر حال حیرت آمد

یک دل بنما که در ره او                بر چهره نه خال حیرت آمد

نه وصل بماند و نه واصل               آنجا که خیال حیرت آمد

از هر طرفی که گوش کردم            آواز سؤال حیرت آمد

شد منهزم از کمال عزت                آن را که جلال حیرت آمد

                         سر تا قدم وجود حافظ                 

                       در عشق نهال حیرت آمد

 

چهارشنبه 9 / 8 / 86  فرهنگسرای نصراله مردانی

جلسه با معرفی دیوان حافظ به سعی سایه  توسط سید محمد علی آل مجتبی آغاز شد :

« . . .

   اصل اساسی اکثر محققان و حافظ پژوهان بر کهن ترین نسخه هاست . این اصل در نفس خود صحیح و معتبر است ، زیرا هر چه نسخه جدید تر ، یعنی به فاصله ای ذورتر از زمان شاعر نوشته شده باشد ، احتمال تغییر و تحریف و دخل تصرف در آن بیشتر است .

. . .

برای رسیدن به کلام اصیل خواجه ، باید تلقی او را از جمال جهان و جهان جمال دریافت و مسیر خلاقیت اورا باز شناخت و با معیار و میزان هایی فراهم آمده از ویژگی های زبان او ، به جست وجو  در نسخه های مختلف - باز مانده از نیمه اول قرن نهم و در صورت لزوم نیمه دوم و حتی بعد از آن – پرداخت .

. . . »

غزل  172  (ق.غ)

روخوانی : سرکار خانم اسفندیاری

شرح و توضیح : استاد دهقانیانفرد

 این غزل بیشتر عر فانی است و راجع به حالت یا مقام حیرت است

  1. ( عشق = دلدادگی ، دوستی مفرط ، در اصطلاح عرفان = التهاب شدید سالک و عارف است ، آتشی است که هوی و هوس و خودبینی را می سوزاند -  حیرت = سرگشتگی ، آشفتگی و سرگردانی ، در اصطلاح عرفان = از خود بیخود شدن و غفلت از خود و ماسوی الله ، ازحالات چهارگانه ی سالک است « 1- غفلت 2- حیرت 3- سکر 4- صحو » بعضی آن را از مقامات می دانند « مقام دوم » عطار در منطق الطیر آن را وادی ششم گفته است )  معنی بیت : عشق تو ابتدای(نهال) از خود بیخود شدن و از غیرتو بی خبر بودن است و وصل تو نهایت حیرت ( فنا ء فی الله ) است
  2. ( حال = حالت و کیفیت ، چگونگی ، در اصطلاح عرفان = کیفیتی است که ناگاه و بی اختیار بر دل سالک فرود آید و به قول جنید : « لا تدوم » (طولانی و ادامه دار نیست ) از مراتب سلوک است و متفاوت ، احوال عالیه عبارتند از : محبت ، شوق ، غیرت ، قرب ، حیا ، انس ، هیبت ، قبض ، بسط ، فنا ، بقا و اتصال ) معنی بیت : چه بسیار سالکانی که در حالت وصل غرق بودند و عاقبت به حالت حیرت رسیدند
  3. ( خال = اثر و نشانه ، در اصطلاح نقطه ی وحدت حقیقی از جهت خفاست و ظلمت معصیت اندک در میان انوار طاعت است ، خط و خال به معنی عالم غیب است ) معنی بیت : دلی را نشان بده که در راه وصال معشوق اثر و نشانه ای از خود را فراموش کردن در آن نباشد
  4. (وصل = پیوستن و رسیدن ، در اصطلاح اتصال به حق است آنچنان که جز او نبینی  -  واصل = مقرب و پیوسته به بارگاه معشوق  که دو طایفه اند : اول آنان که بعد از وصال و فنا برای ارشاد خلایق به خلق رجوع می کنند ، دوم آنان که رجوعی به خلق ندارند -  خیال = وهم ، گمان ، تصویر ذهنی ، در اصطلاح عالم مثال ، ذاتی که کمال معبود در آن متجلی است ) معنی بیت : آنگاه که نهایت کمال عشق متجلی می گردد ، دیگر اثری از سالک و عاشق باقی نمی ماند ( مر حله ی حق الیقین )
  5. ( سؤال = خواستن و طلب کردن ، در اصطلاح  طلب حقیقت عشق است ) معنی بیت : به هر طرف توجه کردم صدای طلب حقیقت عشق و بریدن از ما سوی الله می آمد
  6. ( عزت = سرافرازی ، ارجمندی  -   جلال = بزرگی ، شکوه ، عظمت ، در اصطلاح قهر حضرت الوهیت است و ظاهر شدن بزرگی معشوق به سبب بی نیازی به عاشق و اثبات بیچارگی عاشق است ) معنی بیت : آنکه عظمت حیرت ( خود فراموشی ) بر او مستولی شد از بلندای سر افرازی آراستگی ( توجه به خود ) فرو می افتد
  7. معنی بیت : تمام هستی حافظ در عشق محو حیرت شده است ، در عشق تو تمام وجود حافظ را حیرت ( خود فراموشی ) فرا گرفته است ( با آوردن « نهال حیرت » در پایان غزل ، گویی حافظ می خواهد بگوید که با تمام این توصیفاتی که از حیرت کردم هنوز در آغاز حیرت قرار دارم )

 

غزل  173  (ق.غ)

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد

. . .

روخوانی : جمال اژدری کازرونی

توضیح  :  استاد دهقانیانفرد

1.     ( نماز = اصل آن « نماچ » در پهلوی یا « نماژ » در اوستا که از مصدر نمیدن به معنی خم شدن برای اطاعت و خدمت کردن است ، صلوة ، در اصطلاح توجه باطن است به معبود  -  ابرو = در اصلاح تجلی صفاتی است که حجاب و حاجب ذات خداوند می شود  -  با = به  -  حالت = کیفیت ، خوشی و سرمستی  - بین خم ابرو  و محراب ، محراب و نماز ایهام تناسب است) معنی بیت : در آن هنگام که باطناً متوجه تو بودم ناگهان صفات جمال تو ذات تو را حاجب گشت  که محراب هم از این حالت من نعره کشید ( احتمالاً کنایه از فریاد کشیدن خود حافظ است و انعکاس فریاد بلند او در محراب یا اینکه مهراب هم با او همصدا شده باشد )

2.     معنی بیت :  از من عاشق انتظار دل شکیبایی و هوشیاری نداشته باش که دیگر آن بردباری طاقتی که در من سراغ داشتی به پایان رسیده است

3.     ( باده = خمر ، نبید ، شراب ، در اصطلاح غلبات عشق در بدایت سلوک -  مرغان چمن = بلبلان ، در اصطلاح روح  ) معنی بیت : باده بی غش و ناب شده و بلبلان سرمست و شادند ( بهار آمده است ) هنگام عشق و عاشقی فرا رسیده همه چیز برای توجه فراهم است

4.     ( باد صبا = نسیمی که از سمت شمال شرقی می وزد ، در اصطلاح ادبی پیام رسان عاشق و معشوق است ، پیک عاشقان ) معنی بیت : با توجه به بیت قبل مقصود از « اوضاع جهان » اوضاع طبیعی و جوی باشد ، یعنی با آمدن بهار طبیعت زیبا شده  ، گل برای ما شادی آورده و باد صبا خوش و شادی آور است یا شاید اشاره به بازگشت شاه شجاع باشد و روبراه شدن اوضاع اجتماعی شیراز

5.     ( عروس هنر = اضافه ی تشبیهی ، هنر یا شعر به عروس تشبیه شده است  -  حجله حسن = اضافه تشبیهی ) معنی بیت : شاعر هنر خود را مورد خطاب قرار داده ، می گوید : از بخت بد و عدم توجه گله مند نباشد و بر زیبایی های خود بیفزای که خریدار تو ( شاه شجاع ) آمده است

6.     ( دلفریبان نباتی = گلها ، درختان  -  زیور بستن = آرایش کردن ، خود آرایی  -  حسن خدا داد = زیبایی طبیعی ، زیبایی ذاتی ) معنی بیت :  درختان و بوته ها خود را با گل شکوفه آرایش کرده اند یا گلها خود را به شبنم آراسته اند اما یار ما زیبایی اش ذاتی است

7.     ( تعلق داشتن = دلبستگی   -  بار = ایهام دارد :  1- میوه  2- مشقت و سختی ) معنی بیت : درختان به میوه هایشان دلبستگی دارند و  مشقت سنگینی میوه ها را به دوش می کشند  ، خوش به حال سرو که میوه ندارد بنابراین دلبستگی هم ندارد ( کنایه است به اینکه دنیا پرستان و ریاست طلبان ، به مال دنیا و ریاست و حکومت دنیا دلبستگی دارند اما یار ما همچون سرو آزاده است و تعلقات دنیایی ندارد )

8.     معنی بیت : ای آوازه خوان از اشعار حافظ غزلی ناب و زیبا را بخوان تا بگویم که اکنون خاطراب دوران سرخوشی به یادم آمده است

 

غزل  174  (ق.غ)

مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد

هد هد خوش خبر از طرف سبا باز آمد

. . .

روخوانی : سیدمحمدعلی  آل مجتبی

توضیح  :  استاد دهقانیانفرد

 

  1. ( دگر = دوباره  - باد صبا = ر.ک غزل 173  بیت 4  -  سبا = سرزمینی د ر ناحیه یمن که ملکه ی آن بلقیس بود ) معنی بیت : ای دل برتو نوید می دهم که دوباره پیک عاشقان رسیده است و هدهد ( پرنده خوش خبر ) خبر خوشی ازجانب سبا ( شاه شجاع )برای سلیمان (شاعر) آورده است
  2.  ( مرغ سحر = بلبل  - نغمه داودی = آواز خوش ، مشهور است که حضرت داود (ع) صوت زیبا و تأثیر گذاری داشته و نی را خوش می نواخته است  -  سلیمان گل = اضافه تشبیهی ، گل از نظر شکوه به سلیمان تشبیه شده  ) معنی بیت : ای بلبل ؛ آواز خوشی همچون آواز داود  سر ده زیرا که گل - همانگونه سلیمان بر باد سفر می کرد – دوباره با باد بهاری سر رسید
  3. ( عارف = دانا ، اهل راز ، سناسنده راز ، در اصطلاح سالکی که به مرحله ی کشف و شهود رسیده باشد ) معنی بیت : کجاست داننده ی رازی که زبان سوسن را بفهمد تا از او بپرسد که چرا با خزان رفت و دوباره با بهار برگشته است ( عارفی کجاست تا از راه کشف و شهود ، آمد و شد سال و ماه را بفهمد و به ما بگوید راز آمدن و رفتن بهار چیست )
  4. ( مردمی = جوانمردی  -  کرم = بزگواری ، بخشش ، جوانمردی  -  لطف خداد = بخت خدا داد ، اقبال نیک ) معنی بیت : اقبال نیک و بخت خدا دادی به من جوانمردی و بزگواری کرد که آن یار زیبا روی من از روی وفا داری دوباره باز گشت
  5. ( می نوشین = باده گوارا  -  دم = نفس ، هوا ، در اصطلاح نفس اولیا  و کاملان که جان بخش و شفا بخش است ، فیض حق  -  داغْدل = دلشکسته ) معنی بیت : لاله ( شاعر که مدتها خون دل خورده و سختی کشیده است ) از نفس مسیحایی بامداد بوی شراب ناب و گوارا حس کرد و چون دلش شکسته بود به امید درمان یافتن از نفس صبح دوباره باز گشت
  6. ( قافله راه = کنایه از کاروانی در راهی است که دلدار در آن قافله در حال سفراست  -  درا = جرس ، زنگ بزرگی که در گردن شتر راه بلد کاروان می آویزند ) معنی بیت : چشم من به راه قافله ی دلدار خیره مانده است تا صدای جرس باز گشت دلدار را به گوش دلم برساند ( به من الهام کند )
  7. ( در رنجش زدن = کنایه از آزرده خاطر شدن و رنجیدن است  - لطف = اولی به معنای بزرگواری است و دومی به معنای مدارا و مهربانی است ) معنی بیت : اگر چه حافظ  پیمان شکنی کرد و دلدار را رنجاند اما بزرگواری یار را ببین که با مهربانی به سوی ما آمد

 

تفأل این هفته :

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند فلب همه صف شکنان

. . .

. . .

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 8:39  توسط فرهنگسرای مردانی  |