|
|
|
|
|
حافظ خوانی : چهارشنبه 30 / 8 / 86 ساعت 7 – فرهنگسرای نصراله مردانی – کازرون شروع جلسه با معرفی « دیوان حافظ » نسخه ی معروف به نسخه ی خلخالی ، توسط مسئول فرهنگسرا : « این نسخه خطی که به نام دارنده ی آن ، شادروان سید عبدالرحیم خلخالی معروف است ، در قطع 11 × 19 سانتیمتر ، به خط نستعلیق نوشته شده و حاوی 496 غزل 2 مثنوی ( ساقی نامه ، آهوی وحشی ) و 29 قطعه و 42 رباعی است و فاقد قصاید و مقدمه ی محمد گلندام ( گرد آورنده دیوان حافظ ) می باشد . از ویژگیهای آن داشتن تاریخ کتابت هم به عدد ( 827 ) و هم به حروف ( تمّ الدیوان فی اوایل شهر جمادی الاولی سنة سبع و عشرین و ثمانیة الهجریة ) است که با توجه به یکسان بودن خط و قلم کتابت متن و تاریخ و ملاحظه ی همه قرائن نسخه شناسی اصالت آن محرز است و تا سال 1349 شمسی که فیلم نسخه ی معروف به «ایاصوفیه» مکتوب به سال 813 ه.ق ، در اختیار کتابخانه ی دانشگاه تهران قرار گرفت ، قدیم ترین نسخه ی تاریخ دار دیوان حافظ به شمار می رفت . این نسخه ی اصیل و نفیس بعداً به فرزند او «شمس الدین خلخالی» به ارث رسید. شادروان سید عبدالرحیم خلخالی در سال 1306 شمسی همت به چاپ دیوان حافظ بر اساس نسخه ی ملکی خود نمود که به خاطر وجود اغلاط چاپی و اختلافاتی که با اصل نسخه داشت ، حتی مورد پسند خود او قرار نگرفت . در سال 1369 مجدداً فرزند برومندش ( شمس الدین خلخالی ) آن نسخه را به صورت عکسی با کیفیت خوب و روشن چاپ و منتشر ساخت . » غزل ( 178 ) هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند وآن که این کار ندانست درانکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن شکر ایزد که نه در پرده ی پندار بماند صوفیان واستدند از گرو می همه رخت دلق ما بود که در خانه ی خمار بماند محتسب شیخ شدوفسق خودازیادببرد قصّه ی ماست که بر هر سر بازار بماند هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس شیوه ی تو نشدش حاصل و بیمار بماند از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوّار بماند داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید خرقه رهن می و مطرب شد و زنّار بماند بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد که حدیثش همه جا بر در و دیوار بماند به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی شد که باز آید و جاوید گرفتار بماند
رو خوانی : خانم محبوبه لطیفیان شرح و توضیح : استاد دهقانیانفرد
محبوبه لطیفیان : استاد دهقانیانفرد ؛ ببخشید در بیت سوم مگر صوفیان هم شراب ننوشیدند یا به قولی مثل حافظ اهل معرفت نشدند ؟ چه فرق می کند ؟ پاسخ از آل مجتبی : اول معنی دیگری برای بیت نهم دارم : با توجه به ملامتی بودن حافظ شاید بتوان گفت با نوشیدن شراب ریا و نامسلمانی خودم آشکار شد . در پاسخ خانم لطیفیان عرض کنم که ؛ ممکن است که باده و شراب یکی باشد اما « تا که خورد » کسی که مست می شود باطنش آشکار می گردد مثلاً اگر عاشق و احساساتی باشد به گریه می افتد ، اگر باطنی شرور دارد عربده می کشد و «نفس کش» می خواهد ، اگر اهل مطالعه باشد ادیبانه و فیلسوفانه حرف می زند ، شراب معرفت هم همینطور است ، عارف را عاشق تر می سازد و ریا و عجب و فسق صوفی را آشکار می سازد استاد دهقانیانفرد : در تأیید صحبت آقای آل مجتبی ؛ « باران که در لطافت طبعش خلاف نیست / در باغ لاله روید و در شوره زار خس » در این قسمت ، آقای محمدحسین برزویی ( شاعر همشهریمان ) به ارائه مقایسه شراب حافظ با شراب قرآنی پرداختند که چکیده ای از آن تقدیم می داریم :
حافظ قبل از اینکه شاعر باشد حافظ قرآن و مفسر و روحانی بوده است و به قول محمد گلندام درس کشاف زمخشری می گفته است ، ابیات بسیاری هم از خود دیوان حافظ بر این گواهی دارد از جمله : « زحافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد / لطایف حکمی با نکات قرآنی - صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ / هر چه کرد همه از دولت قرآن کردم - عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ / قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت - و . . . » توصیفاتی در قرآن مجید راجع به شراب بهشتی دارد از قبیل : طعم کافور دارد« اِنّ الابرارَ یَشربونَ مِن کأسٍ کان مزاجُها کافوراً » آیه 5 سوره انسان ، با مشک سربسته شده «یُسقَونَ مِنْ رحیقٍ مختوم ۞ خِتامُهُ مِسکٌ . . » مطففین آیه 25 و 26 ، ترکیب آن از عالم بالاست « مزاجُهُ مِن تَسنیمٍ » مطففین 26 ، طعم زنجبیل دارد «مِزاجُها زنجبیلاً» انسان 17 ، مانند چشمه جوشان است و آن چشمه سلسبیل نام دارد «عَیناً فیها تُسمّی سلسبیلاً» انسان 18 ، پاک و زلال است «وَ سَقَیهُم ربُّهُم شراباً طَهوراً»انسان 21 ، گوارا و لذت بخش است «یُطافُ عَلَیهِم بِکَأسٍ مِن مَعین ٍ بَیضاءَ لذّةٍ للشّاربین ّ» صافات 44 و 45 ، خماری و سر درد ندارد «لا یُصدّعونَ عنها و لا یُنزَفونَ» واقعه 19 ، جامهای بهشتی سرشار و لبریز است « وَ کأساً دِهاقاً » شرابهای بهشتی با این مشخصات است . جناب خرمشاهی شراب های حافظ را به سه دسته تقسیم کرده ؛ انگوری ، عرفانی و ادبی ، اما نظر دیگری هم هست که شراب در دیوان حافظ غالباً توصیف شراب های قرآنی و بهشتی و عرفانی با آرایه های لطیف ادبی و تغزلی با سبک و سیاق و ادا و اطوار باده نوشان انگوری است وگرنه حافظ شراب انگوری ندارد بلکه از آن پروا هم دارد چه خواسته که نوشیده باشد « مستی عشق نیست در سر تو / رو که تو مست آب انگوری - شرابی بی خمارم بخش یا رب / که در وی هیچ درد سر نباشد (لا یصدعون عنها و لا ینزفون ) - و . . . » نتیجه اینکه مکتب حافظ ، تصوف عاشقانه است و او تلاش می کند بین صورت و معنا ، ظاهر و باطن ، دنیا و آخرت و ملک و ملکوت گره بزند « زملک تا ملکوتش حجاب بر دارند / هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند » حافظ معتقد است که انسان پاک مؤمن کامل که تز کیه نفس و تصفیه دل نموده هم اکنون دربهشت است و انسان سالوس و ریاکار و اهل تزویر و نفاق هم اکنون در جهنم است « حافظ این خرقه بیانداز مگر جان ببری / کاتش از خرمن سالوس کرامت بر خاست » . . . در ضمن نقدی هم بر گفته ی آقای اسکندری در مورد زهد در هفته ی قبل دارم ؛ بر خلاف گفته ی ایشان ، زهد ریشه در اسلام دارد و از آموزه های دینی ماست و هم در نهج الفصاحه و دعای امام زمان(عج) « اللهمّ ارزُقنا توفیق الطاعه و . . . » تقاضای زهد برای علما شده و هم در نهج البلاغه آمده ( خطبه 81 ) آل مجتبی : البته آقای اسکندری فر مودند زهد به این معنای صوفیانه در اسلام نداریم. عظیم زارع : حافظ ابیات فراوانی دارد که در مورد شراب انگوری است و هیچ تو جیح عرفانی و . . . بر نمی دارد « آن تلخ وش که صوفی امّ الخبائثش خواند / اشهی لنا و احلا مِن قُبلة العذارا - و . . . » جواد کشاورزی : در بیت « ماه شعبان قدح از دست منه کاین خورشید / از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد » اگر شراب عر فانی است که در ماه رمضان بهتر و بیشر باید استفاده کرد غزل ( 179 ) رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر یار خاکسار شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند چو پرده دار به شمشیر می زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند چه جای شکروشکایت زنقش نیک وبداست چو بر صحیفه ی هستی رقم نخواهد ماند سرود مجلس جمشید گفته اند این بود که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند توانگرا ؛ دل درویش خود به دست آور که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند بدین رواق زبر جد نوشته اند به زر که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند ز مهر بانی جانان طمع مبُر حافظ که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
رو خوانی : ایمان زارع شرح و توضیح : استاد دهقانیانفرد
تفأل این هفته : جوزا سحر نهاد حمایل برابرم یعنی غلام شاهم و سوگند می خورم . . . . . . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 16:44 توسط فرهنگسرای مردانی
|
|
||