تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ستیغ سخن
وبلاگ اختصاصی فرهنگسرای نصراله مردانی - شهرداری کازرون

 

 

«حافظ خوانی»

چهارشنبه  5 / 10 / 86  ساعت 7 بعدازظهر

فرهنگسرای نصراله مردانی

کازرون

 

به نام خداوند جان و خرد

شروع جلسه با معرفی سه نسخه خطی « دیوان حافظ‌» توسط مسئول فرهنگسرا :

      نسخه دوم ایاصوفیه : این نسخه که در کتابخانه‌ی « ایاصوفیه‌» اسلامبول ضبط می باشد ، همانند نسخه‌ی اول ایاصوفیه بخشی از یک مجموعه شامل چند دیوان است که 3 سال بعد از نسخه‌ی اول ( 816 هـ . ق ) با عنوان «‌غزلیات شمس الدین محمد حافظ‌» نوشته شده و  153 غزل در آن آمده است.

      نسخه ادیب برومند : این نسخه همانطور که از نام آن معلوم است متعلق به کتابخانه عبد العلی ادیب برومند ، شاعر معاصر است که کتابت آن در تاریخ بیست و دوم شوال 874 هـ .  ق توسط پیر‌حسین کاتب تمام گردیده و به اهتمام آقایان ؛ ادیب برومند  و نیازی کرمانی به چاپ رسیده است .

       نسخه عزت اوغلو : این نسخه که متعلق به «‌عزت قویون اوغلو‌» اهل تر کیه است با خط نستعلیق پخته نوشته شده و بر سر لوح مـذهب صفحه‌ی اول آن به خط کوفی عبارت « دیوان حافظ » نگاشته شده ، متأسفانه این نسخه تاریخ کتابت و نام کاتب ندارد و تنها از نوع خط و کاغذ آن مربوط به نیمه دوم قرن نهم ( 850 – 900 ) شناخته شده است که شامل 357 غزل 59 قطعه و رباعی و 2 مثنوی می باشد .

 

غزل 185 (ق.غ)

 

نـقـد هـا را بـُـوَد آیـا کـه عـیـــــاری گـیــــرنـد

تـا هـمـه صـومـعـه‌داران پـی کـاری گـیــــرنـد

مصلحت دید من آن است که یـاران همه کار

بـگـذارنـد و خـم طـرّه‌ی یـاری گـیــــــــــرنــــد

خوش گرفـتـنـد حریـفـان سـر زلـف ســاقــی

گـر فـلـکـشـان بـگذارد کـه قــراری گـیـــرنـــد

قــوّت بــازوی پـرهـیـز بـه خـوبـــان مـفـــروش

که در این خیل حـصـاری به سـواری گـیـرنــد

یا رب این بچّـه‌ی تُـرکان چه دلـیـرنـد بـه خون

که به تـیـر مـژه هر لـحـظـه شـکاری گـیـرنـد

رقـص بر شعر تـر و نـالـه‌ی نـی خوش باشـد

خاصه رقصی که در آن دست نـگاری گیــرنـد

حافظ ابـنای زمان را غـم مسکـیـنـان نیست

زین مـیـان گـر بـتـوان بـه کـه کـنـاری گیـرنـد

 

 

روخوانی : جمال اژدری کازرونی

شرح و توضیح : استاد دهقانیانفرد

  1. ( نقد = زر و سیم ، پول رایج ، دراینجا به معنی ذات و شخصیت   -   عیار گرفتن = امتحان کردن ، محک زدن   -   صومعه‌دار = مالک خانقاه ، اهل خانقاه ، صوفی ) معنی بیت : آ یا روزی هم می رسد که ذات افراد را محک بزنند تا ماهیت و شخصیت صوفیان مشخص شود و دست از ریاکاری بردارند و به دنبال کار دیگری بروند ؟!!
  2. ( مصلحت دید = صلاح دید   -   طـُـرّه = موی آراسته‌ی بر پیشانی ریخته ) معنی بیت : من صلاح دوستان (رندان ) را در این می بینم که از هر کاری دست بکشند و به عشقبازی با معشوق بپردازند .
  3. ( خوش = نـیـکو   -   حریف = رقیب ، هم پیاله   -    ساقی = آنکه شراب دهد ، در اصطلاح عرفانی صور مثالیه جمال است ، زیبا رویانی که با دیدن آنها حال خوش مستی به سالک دست دهد ) معنی بیت : یاران چه نیکو به عشقبازی با زلف زیبا رویان پرداخته‌اند اما اگر گردش سپهر بگذارد که آرامشی یابند ( سپهر و فلک چون خود پیوسته بیقرار است و در حال حرکت و زیر و زبر شدن ، نمی گذارد که عاشقان هم قرار و آرامشی داشته باشند ، رسم فلک بر بیقراری است .)
  4. ( خیل = سپاه ، طایفه ، قبیله ، گروه   -    حصار = قلعه ، دژ  ، استعاره از دل    -    سواری = یاء وحدت است یعنی یک سوار    -   سوار = در اینجا استعاره از چشم معشوق است به این سبب که مژه یار تیر و ابرویش کمان فرض شده ) معنی بیت : در برابر زیبارویان ادعای قدرت تقوی و پرهیزکاری نکن که سواران عرصه‌حسن (زیبارویان) با یک نگاه قلعه‌ی مستحکم دل را تسخیر می کنند .
  5. ( بچه‌ی ترکان = جوانان زیبای ترک ، استعاره از معشوق زیبا رو   -   دلیرند به خون = در ریختن خون بی باکـند   -   تیر مژه = اضافه تشبیهی است ، مژه به تیر تشبیه شده ) معنی بیت : پروردگارا ؛ این زیبا رویان در ریختن خون عاشق چه بی پروا یند ، آنچنانکه هر لحظه با تیر مژگان خود ( با هر نگاه ) دلی را شکار می کنند و خونش را می ریزند .
  6. ( تــر = تازه ، ناب ، شاد و خرم   -   نگار = معشوق ) معنی بیت : - معلوم نیست در این بیت چرا حافظ در کنار شعر شاد و رقص انگیز ، ناله‌ آورده ؟!!! شاید از همان تضاد هایی باشد که حافظ استفاده می کند – رقصیدن همراه با شعر شاد و آواز نی نیگوست ، مخصوصاً رقصی که درآن دست زیبارویی در دستت باشد .
  7. ( ابناء = جمع ابن ، پسران   -   ابنای زمان = مردم روزگار ، اهل زمانه ، نسل معاصر   -   کنار گرفتن = ایهام دارد ؛ 1- به معنی ترک کردن ، به گوشه‌ای رفتن  2- به معنی آغوشی را گرفتن) معنی بیت : ای حافظ مردم روزگار غمخوار بیچارگان ( عاشقان دلشکسته و تهیدست ) نیستند ، بهتر آنست که از مردم کناره گیری کنی یا بهتر این است که آغوش یار را بچسبی .

 

 

غزل 186 (ق.غ)

 

گــر مــی فــروش حـاجــت رنــــــدان روا کـــنــــد

ایــــزد گــنــه بـبـخـشــد و دفـــع بـــــــلا کـــنــــد

ســاقـی بـه جـام عـــدل بــده بــاده تــا گــــــــدا

غـیـرت نـیـاورد کـه جـهــان پـُــــر بـــــــلا کــنــــد

حـقّــا کـز ایـن غـمـان بـرسـد مــژده‌ی امــــــــان

گــــر ســالـکـی بـه عـهـد امـانـت وفـــا کـــنــــد

گـر رنـج پـیـش آیــد و گـر راحـت ای حـکــیـــــــم

نـسـبـت مـکــن بـه غـیـر کـه ایـنــهـا خـدا کـنــد

در کـارخـانـه‌ای کـه ره عـقــل و فـضــل نـیـسـت

فـهــــــم ضـعـیــف رای ، فـضــولـی چــرا کــنـــد

مـطـرب بـسـاز پـرده کـه کـس بـی اجــل نـمـُـرد

وآن کـو نــه ایـن تـرانـــه سـُـرایـــد خـطـــا کــنــد

مــا را کـه درد عـشـــق و بــلای خـُـمــار کـشـت

یـا وصــل دوســت یـا مــی صـــافـی دوا کــنــــد

جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت

عـیسـی دمـی کـجـاسـت کـه احـیـای مـا کـنـد

 

 

 

روخوانی : جواد کشاورزی

شرح و توضیح : استاد دهقانیانفرد

  1. ( می فروش = باده فروش   -   رندان = بی قیدان ، لا ابالیان   -   بلا = دراین بیت به معنی رنج و محنت و در بیت بعد به معنی فتنه و آشوب ، غوغا  ) معنی بیت : اگر باده فروش به رندان تهیدست باده [مجانی یا قرضی ] بدهد  خدا گناه او را می بخشد و رنج و محنت را از او دور می سازد یا اینکه خدا آمرزنده‌ی همه است و از همه رنج و عذاب را دور می کند . اگر بخواهیم تعریفی عرفانی بدهیم اینگونه می شود که : اگر پیر میکده‌ی معرفت به سالکان عنایتی بفرماید خداوند هم از سر تقصیرات آنها می گذرد و به فضل و کرمش محنت را از رهروان دور می سازد .
  2. ( جام عدل = جام یکسان ، به یک اندازه  ، جام عدل = جامی بوده که حد معینی بر آن مشخص بوده و اگر زیاد تر از آن حد پر می کرده اند باید تمام شراب آن خالی کنند اما اگر از آن حد کمتر بود اشکال ندارد    -   غیرت آوردن = رشک بردن ، حسد بردن ) معنی بیت : ای ساقی ؛ به همه باده‌ی یکسان بده تا تهیدست حسادت نکرده و ایجاد غوغا و آشوب نکند .
  3. ( حقـا = مسلماً   -   غمان = غمـها   -   امان = زنهار ، ایمنی   -   سالک = رهرو راه حق   -   عهد = پیمان ، زمان و دوره   -    امانت = تکلیف ، وظیفه‌ی بندگی ، همان امانتی که آسمان تحمل پذیرفتن اش نداشت   -   عهدامانت = پیمان الستُ بربــِّـکُم ) معنی بیت : اگر راهرو طریقت پیمان « الستُ بربـّکم» را بجا آورد و وفای به « قالوا بلیٰ » بنماید مسلماً از این غمها ایمن می شود . یا اگر عاشق در عشق وفا داری کند از طرف معشوق مژده‌ی ایمنی از غم ها به می رسد .
  4. ( حکیم = دانشمند ، فیلسوف ) معنی بیت : ای حکیم اگر رنج و سختی یا رفاه و آسایش برای تو پیش می آید آن را به دیگری نسبت نده که همه‌ی این کار ها را خدا می کند « آنچه او ریخت به پیمانه‌ی ما نوشیدیم » سعدی نیز می گوید : « گر گزندت رسد ز خلق مـرنج  /  که نه راحت رسد ز خلق و نه رنج   -   از خدا دان خلاف دشمن و دوست  /  کاین دل هر دو در تصرف اوست »  آل‌مجتبی‌: شاید به این معنا باشد که این حرف « که اینها خدا کند» را که منظور خودت است از زبان دیگری نگو . جواد کشاورزی : در مصرع دوم غیر را اگر خدا معنی کنیم اینگونه می شود که راحتی و رنج را خودت بوجود می آوری آن را به خدا نسبت نده و نگو که این کارها را خدا می کند . دکتر کرباسی در قرآن هم تلویحاً هر دو معنی آمده است یک جا می فرماید اگر بدی به شما می‌رسد آن را به خدا نسبت ندهید ، جای دیگر می فرماید که همه‌ی کار ها به دست او انجام می گیرد . استاد دهقانیانفرد : هر دو صورت را می توانیم معنی کنیم .
  5. ( کارخانه = کارگاه هستی ، دنیا ، عالم امکان    -    رأی = نظر ، دیدگاه ، عقیده   -   رٰای = قصد و نیت   -   رٰای کردن = قصد کردن   -   فهم = درک ، در اینجا شاید معنی وهم و توهم هم بدهد   -   می توانیم « ضعیف رأی بخوانیم یا رٰایِ فضولی ) معنی بیت : چون خرد و دانش پی به اسرار آفرینش نمی برد آدم سست عقیده چرا دخالت بی جا کند ، یا آدمی که درک ضعیف دارد چرا قصد فضولی می کند . « خلق الانسان ضعیفاً »
  6. ( مطرب = نوازنده ، موسیقی دان   -   پرده = آهنگ   -   بساز پرده = آهنگ بساز    -   اجل = زمان مرگ ، فرشته‌ی مرگ ) معنی بیت :  ای رامشگر آهنگی بساز ( دم را غنیمت بشمار ) که هیچکس تا زمان مرگش فرا نرسد نمی میرد « و اذا جاء أجلهُم لا یستأخِرونَ ساعة‌ً و لا یستقدمون »  و هر این کس این ترانه « کس بی اجل نمرد » یا « دم غنیمت شمردن » را نخواند اشتباه می کند .
  7. ( خمار = درد سری که بعد از نشئه‌ی شراب نوشیدن یا در اثر شراب ننوشیدن دست می دهد   -   می صافی = شراب ناب) معنی بیت : ما که در اثر سوز عشق و  رنج بی شرابی تلف شده ایم یا رسیدن به وصال دوست و یا شراب ناب درمان می کند . در این بیت لفّ و نشر مرتب هست یعنی درد عشق با وصال و خماری با شراب ناب درمان می شود .
  8. ( می =  شراب ، غلبات عشق ) معنی بیت : جان حافظ در راه بدست آوردن و نوشیدن شراب از دست رفت و وجودش در آتش عشق سوخت ، عیسی نفسی کو  تا ما را دوباره زنده نماید .

 

 

تفأل این هفته :

صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت

ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

. . .

. . .

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 18:4  توسط فرهنگسرای مردانی  |