تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ستیغ سخن
وبلاگ اختصاصی فرهنگسرای نصراله مردانی - شهرداری کازرون

 

حافــظ خوانی

چهارشنبه   28 / 1 / 87

 

 

 

غزل (205)

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

سر ما خاک ره پـیر مغان خواهد بود

حلقه‌ی پـیر مغان از ازلم در گوش است

بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

بر سر تربت ما چون گذری همّت خـواه

که زیارتـگه رنـدا ن جـهـان خواهـد بـــود

برو ای زاهد خودبین ؛ که ز چشم من و تـو

راز این پـرده نهان است و نهان خواهـد بـود

تُـرک عاشق کُش من مست برون رفت امروز

تا دگر خون کـه از دیـده روان خواهـد بـود ؟!!

چشمم آن دم که ز شوق تـو نهـد سر به لحد

تا دم صبح قیامت نگـران خواهـد بـود

بخت حافـظ گر از این گونه مـدد خواهـد کرد

زلف معشوقه به دست دگران خواهـدبـود

 

 

 

روخوانی : آل مجتبی

شـرح : استاد دهقانیانفرد

1.     ( تا = حرف فاصله به معنی تا آن زمان که    -     میخانه = در اصطلاح عرفان ، محل محو و بی‌خود‌ی است ، جایگاه راز و نیاز است ، به دل پیر و مرشد کامل هم گفته‌می‌شود ، میخانه در شعر حافظ غالباً در برابر مسجد و خانقاه قرار دارد که محلی برای زهد ریایی زاهد و صوفی هستند    -     می = شراب ، غلبات عشق بر دل سالک که باعث بیخودی می‌گردد ، عنایات الهی بر دل سالک که تأثیر آن به اندازه‌ی وسعت دل طالب است    -     خاک ره بودن = کنایه از تواضع و فروتنی و خشوع است    -    پیر مغان = پیر خرابات ، مرشد و عارف کامل ، اولیاءالله ) معنی بیت : تا زمانی که نام و نشانی از عشق و بیخودی و تجلیات الهی هست ، سر بر آستان مرشد کامل که واسطه‌ی فیض الهی است خواهم داشت .

2.     ( حلقه در گوش بودن = کنایه از مطیع و فرمانبردار بودن ) معنی بیت : یکی از باور های حافظ این است که ما قبل از اینکه در این عالم بیاییم  بوده‌ایم و عشق هم بوده و ما از ازل عاشق و رند بوده‌ایم ، این موضوع را در جاهای دیگری هم عنوان کرده است : " روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق . . . " یا " شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد . . . " یا "پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند . . . " یا " مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند   /   هر آن قسمت که آنجا شد از آن افزون نخواهد شد" ، در اینجا هم می‌گوید : از ازل مطیع و فرمانبردار پیر مغان بوده‌ایم و تا همیشه بر این پیمان اطاعت پایدار می مانیم

3.     ( تربت = خاک ، گور    -    همّت = ریشه‌ی فارسی دارد ، در اوستا "هوماتا " به معنی نیک سرشتی و نیک اندیشی است ، اراده ، به معنی دعا هم آمده ، در اصطلاح عرفان یعنی ؛ توجه سالک با تمامی قوای روحانی برای کسب کمال خود یا دیگری    -    همّت خواستن = نهایت آرزو و کمال مطلوب را خواستن    -    رندان = عاشقان و عارفان پاکباز ، رند از بر ساخته های ذهن خلاق حافظ است و با کاربرد این کلمه قبل و بعد از حافظ متفاوت است که در جاهای مختلف دیوان خود ویژگی ها و خصوصیات او را ارائه داده است) معنی بیت : هنگامی که به کنار آرامگاه ما می‌آیی از ما توجه و عنایت درونی بخواه که این خاک پاک قبله‌ی حاجات نیازمندان عاشق و عارفان وارسته خواهد بود

4.       ( خود بین = مغرور ، متکبّر    -    راز این پرده = اسرار نامکشوف هستی ) معنی بیت : در اینجا خطاب به زاهد که ادعای کشف راز دارد می گوید ؛ ای زاهد متکبر و مغرور ؛ ادعای پوچ نداشته باش زیرا اسرار نهان هستی را هیچ کس تا کنون کشف نکرده و نخواهد کرد ، جاهای دیگر نیز به این مسئله اشاره دارد : " حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو  /   که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را "

5.     ( تُرک = معشوق زیبا روی و چابک ) معنی بیت : یار زیبا و چابک من که خون عاشق را ریختن روا می‌دارد امروز مست از خانه بیرون رفته است ، تا ببینیم که چه کسی را به هجران خود مبتلا می سازد و خون از دیده‌اش روان می سازد

6.     ( لحد = قبر    -    دم = هنگام ، وقت    -    نگران = ایهام دارد : 1-  در حال نگاه کردن  2- مضطرب ، پریشان ) معنی بیت : "مردن چشم " آرایه تشخیص دارد و به معنی مردن خود انسان است ، می‌گوید : هنگامی که از شوق تو بمیرم ، چشمم تا هنگام قیامت به امید دیدار تو باز خواهد ماند

7.      ( بخت = طالع ، اقبال ) معنی بیت : به طنز از شانس و اقبال خود گلایه می‌کند که اگر بخت به همین گونه نامساعد باشد حافظ به مراد خود که وصال یار است نخواهد رسید

 

 

 

غزل (206)

پیش از اینت بیش از این اندیشه‌ی عشّاق بود

مهرورزی تـو با ما شُهره‌ی آفاق بود

یاد باد آن صحبت شبـها که با نوشین لبان

بحث سـرّ عشق و ذکر حلقه‌ی عشّاق بود

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند

منظر چشم مرا ابـروی جانان طاق بـود

از دم صبح ازل تا آخر شام ابـد

دوستیّ و مهر بر یک عهد و یک میثاق بـود

سایه‌ی معشوق اگر افتاد بر عاشق ، چه شد؟!

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بـود

حُسن مهرویان مجلس گرچه دل می‌برد و دین

بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بـود

بر در شاهم گدائی نکته‌ای در کار کرد

گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزّاق بـود

رشته‌ی تسبیح اگر بگسست معذورم بـدار

دستم اندر دامن ساقیّ سیمین ساق بـود

در شب قـدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مـکن

سرخوش آمد یار و جامی در کنار طاق بـود

شعر حافـظ در زمان آدم اندر باغ خُـلـد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بــود

 

 

 

 

روخوانی : شهرام مدبری

شـرح : استاد دهقانیانفرد

  1. ( اندیشه = فکر ، توجه    -    مهرورزی = اظهار محبت    -    شُهره = زبانزد ، مشهور ) معنی بیت : مرحوم "غنی" در نسخه‌ای بیت دیگری در این غزل دیده شده : " پیش از این کاین نه رواق چرخ اخضر برکشند   /   دور شاه کامکار و عهد بو اسحق بود " که شاهد بر این است که این غزل خطاب به "شاه شیخ ابواسحق" سروده شده ، می‌گوید : قبل از این بیشتر به عاشقان توجه می‌کردی و به فکرشان بودی و اظهار محبت تو به ما زبانزد اقصا نقاط جهان و تمام اهل عالم بود
  2. ( نوشین = گوارا ، شیرین    -    سرّ = راز    -    حلقه = مجلس    -    ذکر = یاد، ورد ) معنی بیت : خوشا آن شبهایی که در مجلس انس برلب یار سخنان شیرینی از راز عشق می‌شنیدیم و یادی از مجالس عاشقان می‌کردیم
  3. ( سقف سبز = آسمان ، گنبد خضرا    -    طاق مینا = استعاره از آسمان    -    منظر = نظرگاه ، منظره ، به معنی چشم هم هست    -    طاق = ایهام دارد  1- سقف هلالی  2- تک  3- ایوان  4- طاقچه  ) معنی بیت : در غزل قبل و جاهای دیگر نیز این موضوع را بیان داشته ، در غزل " دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند . . . " راجع به خلقت "دل" و " روح وجان" انسان از "مرصاد العباد" مطلبی را آوردیم به این مضمون که ؛ حقیقت روح و دل آدمی گوهری بوده که خداوند آن را در خزانه‌ی غیب نگهداری می‌کرده و پس از خلقت انسان آن را در درون او قرار می دهد ، حافظ در اینجا اشاره می کند که ؛ قبل از خلقت آسمانها و زمین دل و جان عاشق ما وجود داشته و از همان زمان زیبایی معشوق (ابروی جانان) مورد توجه ما بوده و به او عشق می‌‌ورزیده‌ایم
  4. ( دم = هنگام  ، وقت    -    دم صبح = آغاز صبح    -    ازل = زمان بی‌آغاز    -    ابد = زمان بی انجام    -    عهد = وعده ، پیمان    -    میثاق = پیمان محکم و استوار ) معنی بیت : از همان روز نخست ، مهرورزی و محبت بر یک پیمان استوار بسته شده و تا ابد بر همین پیمان پایدار خواهد ماند
  5. ( سایه = چند معنی دارد ؛ حمایت ، انعکاس ، توجه    -    چه شد = تعجبی ندارد ) معنی بیت : اگر معشوق سایه‌ی لطف و حمایتش بر دلداده‌ی عاشق انداخته‌است تعجبی ندارد زیرا ما عاشقان نیازمند درگاهش بودیم و او به ما توجه دارد ، "مشتاق بود" اشاره به حدیث قدسی " کُنتُ کنزاً مخفیّاً فَـأحبَبتُ أن اُعرف . . . " دارد
  6.   ( لطف طبع = نیکوسرشتی ، لطافت طبع ) معنی بیت : در اینجا "طنز"ی زیبایی همراه با "تجاهل العارف" به کار رفته‌است ، اگر چه در مجلس زیبا رویانی حضور داشتند که زیبائیشان دل و دین را از کف می‌ربود ولی ما بی خبر در باره‌ی نیک سرشتی و نیکویی اخلاق بحث می کردیم ، به طنز می‌گوید ؛ ما نتوانستیم از فرصت استفاده کنیم
  7. ( گدا = فقیر ، نیازمند به توجهات الهی    -    نکته در کار کردن = انتقاد کردن    -    رزّاق = روزی دهنده ) معنی بیت : "م" در شاهم ، پرش ضمیر است و باید بعد از "کار" بیاید ؛ بر درگاه پادشاه ، فقیری ایراد از من گرفت (نکته‌ای در کارم کرد) یا به من تذکر داد ، گفت ؛ بر سر هر سفره‌ای که نشستم دیدم تنها خداوند روزی رسان است ، یعنی نیاز خود را بر در پاشاه نبر بلکه تنها به خداوند تکیه داشته‌باش که بقیه حتی پادشاه هم وسیله است .
  8. ( رشته = نخ ، بند )  معنی بیت : پاره شدن نخ تسبیح می‌تواند کنایه از ریختن اشک باشد یا قطع ذکر ، در بعضی نسخه ها به جای "دامن" ، "ساعد" آمده که زیبا تر است ، اگر ذکر و ورد دایم من قطع گردید معذرت می خواهم زیرا آن زمان دست به دامن معشوق خود بودم  یا اینطوری بگوییم که ؛ اگر اشک من جاری شد برای این بود که دست به دامن یار زیبای خویش بودم و لابه و التماس می‌کردم ، پس عذر مرا بپذیر . ( گاهی شاعر ، آگاهانه و بعمد یا ناخودآگاه در یک مصرع حروفی را تکرار می‌کند که این استفاده از تکرار حروف به موسیقی شعر کمک می کند ، این تکرار حروف را " واج آرایی " نام گرفته . در این بیت 7 بار " س " استفاده شده و اگر به جای " دامن" ، "ساعد" بگذاریم 8 بار و دربیت اول ؛ " ش" 5 بار  ، "الف"  8 بار  ،  "ز "  3 بار و در بیت دوم ، " الف "  7 بار )
  9. ( شب قدر = شبی که قرآن نازل شد    -    صبوحی = شراب بامدادی نوشیدن    -    سرخوش = شاد ، مستانه    -    طاق = در اینجا به معنی طاقچه ، رف ) معنی بیت : صبوحی همان "ثلاثه‌ی غسّاله" است هنگام بامداد 3 جام شراب می‌نوشیدند یکی برای دفع خمار مستی شب پیش ، یکی برای شستشوی معده و سومی برای شاد و سرخوش بودن در طول روز ، می‌گوید: اگر در سحرگاه شب قدر شراب نوشیده‌ام و روزه خواری کرده‌ام از من ایراد نگیر زیرا یارم مستانه و شادمان آمد و جام شرابی هم آماده در طاقچه بود و من بی اختیار شراب نوشیدم .
  10. ( باغ خُلد = بهشت    -    گل = گل سرخ    -    اوراق = برگها ، گلبرگـها ) معنی بیت : در غزل پیش هم گفتیم که حافظ به تقدیر ازلی معتقد است ، این است که در اینجاهم  همین را به شکلی بیان می‌کند : در ابتدای خلقت حضرت آدم که هنوز در بهشت زندگی می‌کرد شعر حافظ بوده و زیبایی گلهای بهشت را تکمیل می‌کرده است

 

 

تفأل این هفته :

 

منم که شهره‌ی شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن

. . .

. . . .

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 11:39  توسط فرهنگسرای مردانی  | 

 

حافظ خوانی

چهارشنبه  21 / 1 / 87

فرهنگسرای نصراله مردانی

کازرون

یاران و دوستان ؛ سلام ، با آرزوی آغاز و پایانی نیکو در این سال و همه‌ی سالها برای شما ، دوباره با گزارش جلسه‌ی هفتگی " حافظ خوانی " در فرهنگسرای زنده یاد " نصراله مردانی " هرهفته در خدمت شما به روز می‌شویم ، با تشکر از عزیزانی که بحث ها و صحبت های جلسه را یادداشت می کنند ، لازم به ذکر است که اگر کم و زیادی در این گزارش ها دیده می شود  کوتاهی از ماست که به علت کندی دست و قلممان   در یادداشت برداری اتفاق  می‌افتد که از این بابت از همگان پوزش می‌طلبیم .

 

غزل (203 )

ســالـهـا دفـتـر مـا در گـــرو صــهــبــا بــــــود

رونـق مـیـکـــــده از درس و دعــای مــا بــود

نیکی پیـر مغان بـیـن که چو ما بـد مـستـان

هر چه کردیم بـه چـشـم کـرمـش زیـبـا بـود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 11:37  توسط فرهنگسرای مردانی  |