|
|
|
|
|
حافـظ خوانی 6/6/87 غزل (233) دست از طلب ندارم تا کام من بر آیـد یا تن رسد به جانان ، یا جان زتن بر آیـد بگشای تربتم را بعد از وفات و بـنـگـر کـز آتـش درونـــم دود از کـفـن بر آیــد بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران بگشای لب که فریـاد از مرد و زن بر آیـد
جلسه بعد 17/7/87 برگزار میشود .
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 20:29 توسط فرهنگسرای مردانی
|
|
||
|
|
|
|
|
حافـظ خوانی 30/5/87 غزل (231) گفتم ؛ غم تـو دارم ، گفتا ؛ غمت سرآیـد گفتم ؛ که ماه من شو ، گفتا ؛ اگر بـرآیـد گفتم ؛ ز مهرورزان رسم وفـا بـیـامـوز ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 9:4 توسط فرهنگسرای مردانی
|
|
||