تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ستیغ سخن
وبلاگ اختصاصی فرهنگسرای نصراله مردانی - شهرداری کازرون

حــافـــظ خــوانــی

10 / 4 / 88

 

غزل (280)

چو برشکست صـبـا زلف عنـبـر افشانش

به هر شکسته که پیوست ، تازه شد جانش

کجاست هم‌نفسی تا به شرح عرضه دهم

که دل چه می‌کشد از روزگار هجرانـش

 

غزل (281)

یـارب این نـوگل خنـدان که سـپـردی به مـنـش

می‌سپـارم به تـو  از چشم حسود چـمـنـش

گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور

دور بـاد آفت دور فلک از جان و تـنـش

گـر به سرمنزل سلمیٰ رسی ای بـاد صبـا !

چـشـم دارم کـه ســلامی بـرسـانی ز مـنـش

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 17:17  توسط فرهنگسرای مردانی  |