|
|
|
|
|
حـــافـــــظ خـوانـی 28 / 5 / 88 ############### جلسه بـعـد : 1 / 7 / 88
غزل (294) در وفـای عـشـق تـو مشهـور خوبـانم چو شـمـع شب نـشیـن کوی سربـازان و رنـدانم چو شـمـع
روز و شب خوابـم نمیآیـد بـه چـشم غم پرست بـس که در بـیـمـاری هـجـر تـو گریانم چو شـمـع
رشتـهی صـبـرم به مقـراض غـمـت بـُبـْریـده شـد همـچُنـان در آتـش مـِـهـر تـو سـوزانـم چو شـمـع
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 20:44 توسط فرهنگسرای مردانی
|
|
||
|
|
|
|
|
حــافــــظ خـوانـی +++++++++++++++++++ چهارشنبه 21 / 5 / 88 غزل (292) قسم به حشمت و جاه و جلال شـاه شجاع که نیست با کـسام از بـهر مال و جـاه نـزاع
شـراب خانـگیام بـس ، مـی مُـغـانه بـیـار حـریـف بـاده رسیـد ، ای رفـیـق تـوبـه وداع
غزل (293) بـامـدادان کـــه ز خلـوتـگـه کـاخ ابــداع شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع
برکشد آیـنـه از جیْب افق چرخ و در آن بـنـمـایـد رخ گـیـتـی بـه هــزاران انـواع
در زوایـای طربـخـانهی جمـشـیـد فلـک ارغنون ساز کند زهـره به آهنگ سماع
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 12:25 توسط فرهنگسرای مردانی
|
|
||