حـافــظ خـوانی
24 / 8 / 87
غزل (242)
بـیـا که رایَت منصور پادشاه رسید
نـُوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت
کـمـال عـدل به فریاد دادخواه رسید
سپهر، دور خوش اکنون کند که ماه آمد
جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید
ز قاطعان طریق این زمان شوند ایـمـن
قوافل دل و دانش که مــرد راه رسید
عزیز مصر ، به رغم بـرادران غـیــور
ز قعر چـاه برآمـد ، به اوج مـاه رسید
کجاست صوفی دجّـال فعل مُلحد شکل ؟
بـگـو بـسـوز ؛ که مـهدیّ دین پـنـاه رسید
صبـا بـگو که چهها بر سرم در این غم عشق
ز آتـش دل ســوزان و دود آه رســیــد
ز شوق روی تـو شـاهـا ؛ بـدین اسیر فراق
همان رسید کـز آتـش به برگ کاه رسید
مـرو به خواب ، که حـافــظ به بـارگاه قـبـول
ز ورد نیم شـب و درس صـبـحـگاه رسید
روخوانی : لیلا دهقانیانفرد
شـــــرح : استاد دهقانیانفرد
1. ( رایَت = پرچم ، درفش - منصور = پیرومند ، سرافراز - نوید = "با ضمّ اول" مژده ، خبر خوش - فتح = گشایش ، پیروزی) "منصور" را به دو شکل می توان خواند : 1- میتواند صفت باشد برای "رایت" باشد به معنی پرچم پیروزمند پاشاه . 2- "منصور" را می توان نام پادشاه دانست «منصوربن مظفر بن مبارزالدین از پادشاهان آل مظفر که مدتی بر فارس حکومت داشت و سپس به دست برادرش شاه یحییٰ شکست خورد و چندی در ری و گرگان متواری بود تا اینکه دوباره به فارس برگشت و شاه یحیی را شکست داد و خود بر مسند حکونت نشست و این غزل را حافظ به مناسبت این پیروزی شاه منصور سروده است ، شاه منصور آخرین پادشاه آل مظفر بود و با کشته شدن او در جنگ با امیر تیمور گورکانی سلسلهی آل مظفر منقرض گردید.» در این شکل منظور درفش شاه منصور است . سودی گفته منظور "شاه شجاع" است که بنا به قول اکثریت شارحان همان "شان منصور" درست است . "مهر و ماه" کنایه از آسمان است . خطاب این بیت میتواند به دوستی همدل یا خود شاعر یا زندگی و خوش باشی و . . . باشد . معنی بیت : بیا که نشانهی پیروزی شاه منصور رسیده و این خبر فتح و پیروزی در آسمان هم پیچیده است .
2. ( جمال بخت = اضافه استعاری " جمال داماد بخت" - روی ظفر = اضافه استعاری " چهرهی عروس ظفر" - کمال عدل = عدل کامل ) معنی بیت : نیکبختی پرده از رخسار پیروزی برداشت و عدل کامل ب فریاد ستمدیدگان رسید . معنای دیگر : "دادخواه" را میتوان خود شاه منصور گرفت و گفت که شاه منصور عدل کاملی که در دوران حکومتش داشت پس از شکست به دادش رسید و دوباره ستم شکست و آوارگی را از او دفع کرد .
3. (سپهر = آسمان - دور = چرخش ، دوران ، روزگار - ماه = استعاره از ممدوح و معشوق - جهان = منظور مردمان جهان است ) سپهر دارای شخصیت انسانی است (تشخیص) . معنی بیت : آسمان اکنون روزگار خوبی را میگذراند زیرا که ماه آن طلوع کرده است ، مردمان جهان اکنون که شاه منصور رسیده است به مراد و آرزویشان میرسند .
4. (قاطعان طریق = راهزنان - ایمن = درامان ، مصون - قوافل = جمع قافله ، کاروانها - و = حرف عطف است ؛ قافله های دل و قافله های دانش - قوافل دل = عاشقان و عارفان - قافله های دانش = علما و دانشمندان - مرد راه = ایهام دارد : 1- راهرو و سالک ، راهبر و راه شناس 2- مرد میدان ، مبارز ، حامی و پشتیبان قوی و قدرتمند ) معنی بیت : کاروانهای عاشقان و دانشمندان اکنون که راهبر راه شناس و پشتیبان قدرتمندی برایشان رسیده است از دست دزدان کمین کرده در راه عشق و دانش در امانند .
5. (عزیز = قوی و مقتدر ، ارجمند و مورد احترام - عزیز مصر = پادشاه مصر ، استعاره از یوسف - رغم = در عربی به معنی پوزه کسی را بر خاک نالیدن ، در فارسی به معنی برخلاف میل و خواسته کسی - غیور = غیرتمند ، در اینجا حسود و رشکناک - قعر = تـه ) "عزیز مصر" پادشاه مصر (کسی به پادشاهی مصر برسد) لقب بوتیفار ( در عربی فتیفر گویند) ، یوسف بعداً به این مقام رسید و عزیز مصر لقب گرفت . این بیت تلمیح به داستان یوسف و به آیه 65 سوره یوسف دارد : « و کذٰلِکَ مَکّـنـّا لِیوسُفَ فی الاَرضِ یَـتـَبـَـوَّ اُ مِنهٰا حَیثُ یَـشٰاءُ نـُصیبُ برَحمَتِنٰا مَنْ نـَشٰاءُ وَ لا نـُضیعُ اَجرَ الْـمُحسِنینَ» یعنی : « و اینگونه یوسف را به قدرت (مقام پادشاهی) در زمین (مصر) رساندیم تا در آن هر جا خواهد فرمانروایی کند ، که ما هر کس را بخواهیم از رحمتمان برخودار میسازیم و پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکنیم .» این بیت تشبیهات مضمری دارد : "شاه منصور" به "یوسف" ، "شاه یحیی" به "برادران یوسف" تشبیه شده است ، "به اوج ماه رسید" کنایه از به فرمانروایی رسیدن است . معنی بیت : یوسف (شاه منصور) بر خلاف میل برادران حسودش (شاه یحیی) از ته چاه بالا آمد و به پادشاهی مصر (فارس) رسید .
6. (صوفی = پشمینهپوش ریاکار - دجّال = کذّاب ، بسیار دروغگو ، لقب مسیح کذّاب است که پس از ظهور امام زمان خروج میکند گفته اند که : چشم راستش مالیده شده و چشم چپش در میان پیشانی واقع است - فعل = کردار - مُلحِد = کافر - دین پناه = پشتیبان دین) "صوفی دجّال فعل" به نظر می رسد که اشاره به "شاه یحیی" باشد اما در "تاریخ عصر حافظ" نوشته شده که ظاهراً منظور "امیر تیمور گورکانی" است ، در نسخهی خانلری "دجّال کیش" آمده . بسیاری از اهل تسنن "مهدی" را منحصر در شخص خاصی نمیدانند ، بلکه معتقدند در هر عصری ممکن است کسی برای نجات مردم از ستم ظهور کند . بنا به عقیده شیعه ؛ "مهدی" نام دیگر محمد بن حسن عسکری ، مکنّی به ابوالقاسم ، امام دوازدهم است که در سال 255 هـ . ق (875 م) در سامرا متولّد و در پنج سالگی پس از شهادت پدرش به امامت رسید و از نظرها غایب شد و فقط از طریق چهار نائب خود تا سال 326 هـ.ق (غیبت صغری) با شیعیانش ارتباط داشت و از آن به بعد در غیبت کبری به سر میبرد تا آن زمان که زمین پر از ستم و بیدادگری گردد به امر خدا ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود . بسوز در اینجا به معنی از حسادت بسوز است . معنی بیت : پشمینهپوش ریاکار دروغگوی کافر ( شاه یحیی یا امیر تیمور ) کجاست ؟ به او بگو که از حسادت بسوز زیرا که هدایتگر پشتیبان دین (شاه منصور) به فرمانروایی رسید .
7. "باد صبا" در اشعار فارسی پیک معشوق و پیام رسان عاشق است . معنی بیت : ای باد صبا ؛ به شاه منصور بگو که از آتش دلسوز و دود آهی که در فراقش داشتم چه ها بر سرم آمده . ( بگو که در فراقش چه بلاها که نکشیدم ) .
8. در اینجا تشبیه مضمر زیبایی به کار رفته ؛ حافظ خود را به "کاه" تشبیه کرده ، کاه از زیر و از درون و آرامآرام میسوزد و شعلهای از آن برنمیخیزد ، بلکه تنها دود آن پیداست . معنی بیت : در ادامهی بیت قبل میگوید که اگر چه در ظاهر نشان نمیدادم ولی در غم فراق تو ای پادشاه ! همانند کاه ، آرامآرام از درون میسوختم و فقط آه میکشیدم .
9. (مرو به خواب = غافل مباش ، به خواب نرو - بارگاه قبول = اضافه تشبیهی ، پذیرفته شدن به درگاه محبوب) معنی بیت: متوجه باش که حافظ به خاطر خواندن قرآن و دعای نیمه شب و درس صبگاهی به درگاه محبوب پذیرفته شده است .
· آل مجتبی : "مرو به خواب" شاید خطاب به حسود و رقیب باشد به این معنی که ؛ از حسادت خواب به چشمت نیاید .
غزل (243)
بوی خوش تـو هر که ز باد صـبـا شنید
از یــار آشـنـا سـخـن آشـنـا شـنـیـد
ای شاه حُسن ؛ چشم به حال گدا فکن
کاین گوش بس حکایت شاه و گـدا شنید
خوش میکنم به بـادهی مُشکین مشام جان
کـز دلق پوش صـومـعـه بـوی ریـا شـنـیـد
سـرّ خـدا که عارف سالک به کس نـگـفـت
در حیرتم که باده فروش از کـجـا شـنـیـد ؟!!
یا رب کجاست محرم رازی که یـک زمـان
دل شرح آن دهـد که چه گفت و چهها شنید
ایـنـش سزا نـبـود دل حقگزار مـن
کـز غـمـگسـار خـود سـخـن نـاسـزا شـنـیـد
محروم اگر شدم ز سر کوی او ، چه شـد ؟!
از گلشن زمانه کـه بـوی وفـا شـنـیـد ؟!!
ساقی بـیـا که عشق نـدا میکـنـد بـلـنـد
کآن کس که گفت قصّهی ما ، هم زما شنید
مـا بـاده زیـر خـرقـه نـه امـروز میخـوریـم
صـد بار پـیـر مـیـکده این ماجرا شـنـیـد
ما می به بانگ چنگ نه امروز میکشیم
بس دَور شـد که گنبد چرخ این صدا شنید
پـنـد حکیم محض صواب است و عین خـیـر
فرخـنـده آن کسی که به سمع رضا شـنـیـد
حـافــظ وظیـفـهی تـو دعـا گفتنست و بس
در بــنــد آن مـبـاش که نـشـنـیـد یا شـنـیـد
روخوانی : صدیقه رئیسی
شرح : استاد دهقانیانفرد
1. ( آشنا = شناخته شده و معروف ، دوست و قوم خویش - یار آشنا = استعاره از باد صبا - سخن آشنا = ایهام دارد : 1- سخن شناخته شده ، استعاره از پیام نوید وصال 2- سخن و صحبت دوست و معشوق) باد صبا که با معشوق در ارتباط است عطر محبوب و معشوق گرفته و بوی او را برای عاشق به همراه دارد . معنی بیت : بوی دلـپـذیر تو را هر کس از باد صبا شنید انگار که از باد صبا پیام معشوق را دریافت کرده است .
2. (شاه حُسن = پادشاه زیبارویان ، زیبای زیبایان) "شاه" و "گدا" آرایه تضاد یا طباق دارد . معنی بیت : ای پادشاه زیبا رویان ( ای پادشاه خوبان) به حال من فقیر هم توجهی بنما . مصرع دوم را دوجور میتوان معنی کرد : 1- که گوش من بسیار شرح کرم نمودن پادشاهان به فقران را شنیده است . 2- که این گوش بسیار حکایت پادشاه شدن گدایان و گدا شدن پادشاهان را شنیده است ، میخواهد بگوید : به فقیران توجه و کرم کن زیرا که امکان دارد روز تو هم فقیر شوی و آنها به جایی برسند و تو به آنها نیازمند شوی . جای دیگر دارد که : « بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگار / چین قبای قیصر و طرف کلاه کی »
3. (خوش = نیکو ، خوشبو - مشام جان = اضافه استعاری - دلق پوش = صوفی ، مجازاً به معنی ریاکار - صومعه = دیر ، در اینجا منظور خانقاه است - ریا = تظاهر به دینداری و نیکوکاری ) "خوش" در قدیم به معنی سلامتی نیز بوده ، در کازرون هنوز هم "بیمار" را "ناخوش" میگویند و وقتی بهبودی مییابد ، میگویند : "حالش خوش شده" ، وقتی هم از کسی میپرسیدند : "خوشی؟" یعنی سلامتی ؟ در قدیم رسم بوده برای دفع بیماری یا خوشبو ساختن بعضی شراب ها ، آن را با گل ، گلاب یا مُشک میآمیختند ، جاهای دیگر در حافظ گل و شراب با هم آمده ، مثل این بیت : «رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نـبـیـد» . "ریا" از آفات اخلاص شمرده میشود ، حافظ بسیار از ریاکاران بدش میآید و پیوسته با آنان در ستیز است : « می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب / بهتر ز طاعتی که ز روی و ریا کنند » معنی بیت : با شراب به مُشک آمیخته مشام جانم را خوشبو میسازم زیرا که از صوفی ریا کار صومعه بوی نا خوشایند ریا شنید . یا : جان و دلم از بوی نا خوشایند ریای صوفی بیمار و ناخوش شده می خواهم باشراب مشکآمیز به جانم سلامتی ببخشم .
4. ( سـرّ = راز - عارف سالک = سائر الی الله ، پویندهی راه خدا و طریق عشق الی الله ، رهرو شناسای حق تعالی - باده = شراب ، در عرفان نصرت الهی را گویند - باده فروش = در اصطلاح عرفان پیر و مرشد ) "سـّر " در فرهنگ عرفانی "چیزی را گویند که خداوند آن را پنهان داشته و مردمان از آن بیخبرند و به آن دسترسی ندارند ، روزبهان بقلی گوید : " سرّ خفایی است میان عدم و وجود . حقیقت سرّ آن است که زبان علم نگفت و عارف بیواسطه از خود داند و افشای آن نتواند ، این مکنونات کواشف ملک و ملکوت است ." بعضی بر اساس حدیث ضعیفی که در بحار الانوار آمده ، عارف سالک را پیامبر (ص) و باده فروش را حضرت علی (ع) دانستهاند و گویند : پس از بازگشت حضرت محمد(ص) از معراج ، علی (ع) حقایقی را که پیامبر از خداوند شنیده بود برایش باز گفت . پرتوعلوی میگوید این مسئله درست نیست زیرا : « مَنْ عَـرَفَ الله کـَلَّ لِسانَـه = هرکه را اسرار حق آموختند / مُهر کردند و دهانش دوختند » . سودی گوید : سرّ خدا آمرزش تمامی گناهان جز شرک است . پرتو علوی این را نیز رد کرده میگوید : این مسئله در قرآن آمده و همه میخوانند و میدانند و این دگر سرّ نیست . معنی بیت : در شگفتم که باده فروش (مردم عامی) سرّ خدا را از کجا میداند ؟! زیرا که تنها عارف از اسرار الهی آگاه است و خق بازگو کردن آن را ندارد .
5. (محرم = آشنا - محرم راز = آشنا و آگاه از اسرار الهی ) معنی بیت : خدایا محرم رازی نیست که با او درد دل کنم و از بلاهایی که در راه عشق کشیدهام صحبت کنم [و از او راهنمایی بگیرم] .
6. ( حقگزار = صفت فاعلی مرکب مرخّم ، قدر دان و سپاسگزار - غمگسار = محبوب و معشوق) معنی بیت : شایسته نبود که دل قدردان من از محبوب و معشوق خود کلام نا روا بشنود .
7. ( گلشن = گلستان - گلشن زمانه = اضافه تشبیهی) در این بیت دارد خود را دلداری میدهد . تشبیه مضمری هم اینجا هست که "کوی معشوق" به "گلشن زمانه" تشبیه شده که وفا و وفاداری در آن نیست . معنی بیت : اگر از کوی معشوق رانده و بی بهره شدم جای شگفتی نیست چون کوی یار هم مانند زمانه و روزگار به کسی وفا نکرده است .
8. معنی بیت : ای ساقی بیا بشنو (شتاب کن) که عشق دارد فریاد میزند که هر کس داستان ما را بازگو کرد از خود ما به او الهام شده است . میخواهد بگوید که اگر کسی حدیث عشق را میداند حتماً عاشق شده است . دکتر انوری با آوردن این بیت از مولوی : « هرچه گویم عشق را شرح و بیان / چون به عشق آیم خجل باشم از آن » میگوید : که عشق را نمیتوان شرح داد مگر اینکه عاشق شد تا عشق را فهمید . دارابی گوید : در این بیت نکتهای است که از این آیه « اِنـَّکَ لا تـَهدي مَنْ اَحْبَـبْـتَ وَ لٰکِنَّ الله یَهدي مَنْ یَشٰاءُ = تو نمیتوانی هر که را بخواهی هدایت کنی ولیکن خداوند هر که را بخواهد هدایت میکند » . عراقی گوید : « خود گوید باز خود میشنود / و ز ما و شما بهانه بر شاختهاند »
9. معنی بیت : باده نوشی پنهانی ما برای بار اول که نیست ، این مسئله را صد بار به گوش پیر و مرشد ما رسیده است .
10. (دَوْر = با فتح اول ، دو معنی دارد : 1- گردش و چرخیدن 2- عصر و روزگار ) تنها امروز نیست که ما با نوای چنگ باده نوشی میکنیم بلکه روزگار طولانی است که این خبر در آسمان هم پیچیده است .
11. (حکیم = دانشمند ، فرزانه - محض = عین ، مطلق - عین = ماهیت - عین خیر = خود خیر ، عیر محض - فرخنده = خجسته ، نیکبخت - رضا = رضایت ، قبول - سمع رضا = اضافه اقترانی ، شنیدن همراه با پذیرفتن) معنی بیت : پند عارف فرزانه درست و ناب و خیر وطلق است خوشبخت کسی است که بشنود و بپذیرد .
12. معنی بیت : ای حافظ وظیفهی تو این است که دعا کنی در فکر این مباش که دعایت را شنیده است یا نـه
تفأل :
مژدهی وصل تو کو کز سر جان بر خیزم
طایر قدسم و از دام جهان بر خیزم
. . . .
. . . .
. . . . .

